زمانی شیعیان در اقلیت و خفا زندگی می کردند و جرات عزاداری از ترس دشمنان خونخواری همچون حکومت عباسیان را نداشتند. مخفیانه جمع می شدند و در مصیبت اهل بیت عزاداری می کردند تا اینکه حوالى قرن سوم هجرى با غيبت حضرت صاحب الامر عليه السّلام شيعيان از يك آزادى نسبى برخوردار شدند و اين بدان واسطه بود كه تا حدى خيال خلفاى بنى عباس از اين جهت آسوده شد، ولى همين آزادى سبب تقويت و تأسيس مجامع شيعه گرديد.
روى كار آمدن آل بويه در بغداد و واگذارى منصب هائى به آنها از طرف «مستكفى» خليفه عباسى، و طرفدارى آنان از شيعه بيش از پيش به آنان كمك كرد، و در شهر بغداد ساكنين محلههاى بسيارى را شيعيان تشكيل مي دادند، و بخصوص محله كرخ تماما در دست شيعه بود و مركزيتى نسبت به ساير محلههاى شيعهنشين داشت.
شیخ مفيد (رحمه الله علیه) پس از آمدن به بغداد در اثر پيشرفتى كه در فنون مختلف كرده بود و به واسطه نبوغ و استعدادى كه در او بود نظر شيعيان بغداد و ساير شهرهاى عراق را بخود جلب كرد و در محله كرخ سكونت اختيار كرده و در مسجد آن محله مجلس درس تشكيل داد و اقامه جماعت نمود، شيعيان محله كرخ در اثر پيشرفت هائى كه از نظر سياسى و دينى نصيبشان شده بود و آزادتر از ساير محلات بغداد بودند بطور آشكارا اظهار تشيع مي نمودند و شعائر مذهبى خود را علنا انجام مي دادند، و بخصوص روزهاى عيد غدير و عاشورا را بسيار اهميت مي دادند، روزهاى عيد غدير محله كرخ يك پارچه چراغان مي شد و مجالس جشن و سرور تشكيل مي دادند، روزهاى عاشورا مغازه ها را بسته و در كوچه و بازار دستهجات عزادارى مي كردند.[2]
از این به بعد عزاداری رسمیت یافت تا اینکه صفویان سر کار آمدند و عزاداری با شکوه تر برگزار گردید این روند تا رژیم پهلوی ادامه داشت تا اینکه این رژیم عزاداری را برخلاف منافع خود دید و برای آن محدودیت قائل شد که به حول و قوه الاهی با پیروزی انقلاب اسلامی تهدیدها تبدیل به فرصت شد. اما هم اکنون عزاداری با شکوه خاصی برگزار می شود و ایام شهادت خاندان پیامبر سراسر ایران عزادار می شود و حتی مسیحیان و گروهی از اهل تسنن ایران(مانند شهر کنگان در استان بوشهر) مراسم عزاداری برپا می کنند. یکی از زیبایی های این ایام این است که کسانی که خود را پایبند به شریعت نمی دانند نیز به احترام خاندان نبی لباس سیاه بر تن می کنند و عزادار می شوند.
اما هم اکنون آفت هایی گریبانگیر عزاداریهای ما شده است مثلا از سال 1372 سبک های جدید به مداحی ها اضافه شد که حرمت شکنی شد چه اینکه اشعار و سبک ترانه ها در مداحی برای اهل بیت استفاده شد و یا برای حزن و اندوه بیشتر از موسیقی استفاده شد. این بسی جای تعجب است که ما بخواهیم با این گونه عزاداری خود را به امامان نزدیک کنیم و با ایشان همراهی کنیم زیرا ایشان از چیزی که خداوند از آن بیزار است ناخوشند. همان طور که می دانیم در منابع دینیه ما غنا و خرید و فروش وسائل آن حرام شده است و عده ای از فقهای امامیه هرگونه موسیقی را مصداق غنا دانسته اند و عده ای نیز مصداق غنا را فقط موسیقی های طرب انگیز و مناسب مجالس خاص دانسته اند ولی این عده از فقها در قسمت حلال موسیقی احتیاط کرده اند و آن را مکروه شمرده اند. با این حال احادیث زیادی بر این موضوع دلالت دارد که امامان معصوم از موسیقی ناخوش بوده اند. پیامبر به امام علی فرمودند: يا على، سه چيز است كه موجب سنگدلى مىشود: (1) شنيدن موسيقى و گوش دادن به آن (2) شكار كردن، (3) به دربار پادشاه ستمگر رفتن.[3]
امام على (ع) فرمود: شش گروه شايسته سلام نيستند: 1- يهود، 2- نصارى، 3- اهل نرد و شطرنج، 4- اهل مشروبات الكلى و موسيقى، 5- كسانى كه فحش دادن به مادران را وسيله شوخى خود قرار مىدهند، 6- شاعران [شاعرانى كه افراد نالايق را مدح مىكنند].[4]
